** سلام! سلام!
به کیا سلام؟ به این طرفیا سلام، به اون طرفیا سلام، به یه خورده این طرفیا و یه خورده اون طرف ترا سلام، اصلا خودتو راحت کن بابا! به همه سلام
... مخصوصا مهربون جونایی که تو این مدت که من نبودم، منو از نظرای خوکشل موکشلشون بی بهره نذاشتن
... یعنی گفتم اگه بشه، 27 آبان بیام که تولدمه مثلا
... اما خب، کار و مسائل نذاشت من به حضور دوستان شرفیاب بشم... این هم که خیلی دوستا نظر می ذارن و مثلا می گن چرا جواب ندادی یا سر نزدی، من اصلا نیستم و نبودم که متوجه نظرای نازتون بشم... به جان بچه ی هفدهمیم!
اصلا نتونستم بیام نت، چون تحقیق و اینا هم داریم برای یه سری درسا، مثلا مثل سیستم عامل و پایگاه داده و اینا دیگه... ما هم جون خودمون خیلی واقعا پژوهش منشانه عمل می کنیم
... اول یه گوگلینگ می کنیم در صفحات تارنمای وب جهانی، بعد هم یه کپی پیست مشت از مطالب سایت ها و وبلاگا همراهش می کنیم و یا علی. همین... خب! البته همینم زحمت داره ها... مطلب به درد بخوری پیدا بشه یا نه. اساتید بازدیدکننده ی وبلاگ، خودشون دستی در این کارا دارن و بهتر از من واردن
... اما به هر حال، حتی برای همین تحقیقات هم نشد کانکت بشم و دوستان دانشگاهی دیگه ما رو مستفیض کردند و می کنن... چه دوستای گلین واقعا، به جون... به جون کدوم زنمو بگم؟ تعدادشون از دستم در رفته... اصلا بی خیال... ممکنه یه عده حسودیشون وشه یا بدتر، دعوای فمینیستی هم راه بیفته و اونوقت واویلا
... البته این بار هم مدت زمان کمی هستم و بعد، باز مدتی نخواهم بود... میان ترما هم داره پشت سر هم شروع می شه... چه حال جالبناکی دارم من و اون دوستایی که تا حالا لای جزوه هاشون رو باز نکردن و تلمبار شده واسه شب امتحان
... بازم خدا پدر این میان ترمو بیامرزه، مجبورمون می کنه یه نظری به نوشته هامون بندازیم... منم که یعنی خبرم، مثلا یه کمکی قشنگ جزوه می نویسم
، شدم منبع کپی زیراکس بچه ها... در همین حد... خوندن و مطالعه، خیلی کم... ولی خب! به قول معروف فردا، دیر نیست! آهان... یعنی منظورم اینه که هست... اشتباه لپ لپی شد... می شینیم یه نگاه می کنیم و همشون رو به یاری خدا، می ریم زیر دو خمشون و بعد هم ضربه فنی شون می کنیم... خدا کنه کار به برد امتیازی و التماس به داور ( استاد ) نرسه... از چیزی که بدم میاد، همینه... توی طول این چند ترم هم اصلا نرفتم برای این کارا... استادا هم بعضیاشون، البته جسارت نشه ها، اما یهو این مواقع مثل بعضی دختر خانم ها به ناز می افتن، تازه بدتر از دخترا
... آخرش هم هیچی... نه نمره و نه چیزی. یا قبول می شیم و یا... اگه هم افتادیم زبونم لال، مردونه می افتیم... ما اینیم داداش
... بسه پر حرفی... شعرا رو بخونین و نظر پر مایه و ملات بدین تا نقاط ضعف و اشتباهامو یاد بگیرم... از بس هندونه گذاشتین زیر بغلام، الان هندونه فروشی می تونم باز کنم... انتقادات سازنده و ملایم یادتون نره ها؟
آهنگ وبلاگمم یه مقدار مثل خودم قاطی پاتی زد، یه آهنگ دیگه گذاشتم. البته یه کم حجمش زیاده و باید اندکی تامل کنین تا کامل لود بشه. اگه دوست داشتین، که باید هم داشته باشین 
،درباره ش نظر بدین... ای بابا! نه و این چیزها نداریم ها
بگین چشم مثل بچه های خوب و مثبت 
راستی! یادت نره حواس پرت! تولد امام رحمت و عظمت، اما علی ابن موسی الرضا علیه السلام به همتون مبارک باشه 

... التماس دعا دارم از همه ها... فعلا تا ملاقات های بعدی... خدا یار و یاور و پشتیبان همیشگیتون باشه 


**
گل آفتابگردون هر روز، به انتظار دیدن یاره **** اما خورشیدو پوشونده، ابری که تاریکه و تاره
گل آفتابگردون هر روز، به انتظار دیدن یاره **** اما خورشیدو پوشونده، ابری که تاریکه و تاره
چشمای آفتابگردون، باز نگران از ابرا **** داد می زنن این تنها، طاقت دوری نداره
تا بشه وقتی خورشید، از دل ابرا پیدا **** باز کار آفتابگردون، انتظاره، انتظاره
ها، ها ها ها... ها، ها ها ها
ها، ها ها ها... ها، ها ها ها
آخرش ابرا رو از رو، رخ خورشید بر می دارم **** توی آغوش نفس هام، عطر لبخندو می یارم
واسه دیدارت همیشه، می زنم تا آسمون پل **** بمون همیشه کنارم، تویی خورشید، منم اون گل
تویی خورشید، منم اون گل
دونه دونه دونه، دونه دونه
پاک کنیم اشکای، روی گونه ها رو
دونه دونه دونه، دونه دونه
پر کنیم از شادی، همه خونه ها رو
دونه دونه دونه، دونه دونه
پاک کنیم اشکای، روی گونه ها رو
دونه دونه دونه، دونه دونه
پر کنیم از شادی، همه خونه ها رو
ها، ها ها ها... ها، ها ها ها
ها، ها ها ها... ها، ها ها ها
می خوام اون ابرای تیره، که گرفتن روی خورشید **** همه بارون بشن اما، ببارن رو گل امید
تا که چشمونم همیشه، باشه به آسمون تو ****تا بمونم من همیشه، گل آفتابگردون تو
چشمای آفتابگردون، باز نگران از ابرا **** داد می زنن این تنها، طاقت دوری نداره
تا بشه وقتی خورشید، از دل ابرا پیدا **** باز کار آفتابگردون، انتظاره، انتظاره
ها، ها ها ها... ها، ها ها ها
ها، ها ها ها... ها، ها ها ها
آخرش ابرا رو از رو، رخ خورشید بر می دارم **** توی آغوش نفس هام، عطر لبخندو می یارم
واسه دیدارت همیشه، می زنم تا آسمون پل **** بمون همیشه کنارم، تویی خورشید، منم اون گل
تویی خورشید، منم اون گل
دونه دونه دونه، دونه دونه
پاک کنیم اشکای، روی گونه ها رو
دونه دونه دونه، دونه دونه
پر کنیم از شادی، همه خونه ها رو
دونه دونه دونه، دونه دونه
پاک کنیم اشکای، روی گونه ها رو
دونه دونه دونه، دونه دونه
پر کنیم از شادی، همه خونه ها رو
ها، ها ها ها... ها، ها ها ها
ها، ها ها ها... ها، ها ها ها
دونه دونه دونه، دونه دونه
دونه دونه دونه، دونه دونه
دونه دونه دونه، دونه دونه
دونه دونه دونه، دونه دونه
(( ترانه سرا: علی پهلوان، آهنگساز: علی پهلوان، خواننده: گروه آریان، آلبوم: گل آفتابگردون، سال انتشار: 1379، ترانه: گل آفتابگردون ))
**************************
از سوز محبت چه خبر اهل هوس را؟ **** این آتش عشق است، نسوزد همه کس را (( فصیحی تبریزی ))
**************************
ای تنت از هر کتابی تازه تر **** گفته هایش خوب و بی اندازه تر
ای همیشه رهگذارت کوچه باغ **** این خزان ها، از وجودت بی سراغ
ای درنگت گاه رفتن، دلنواز **** ای گریزت گاه ماندن، فتنه ساز
ای شراب گفته ات، سکر آفرین **** بر لبانت، خنده ها زیباترین
ای قلمکار تنت، بر پرده ها **** پای کوبان، باد بر کف، دلربا
ای غزل، آویزه های گردنت **** ای همیشه روشنی، پیراهنت
ای نداده بر دورنگی ها، سلام **** ای نداده از جدایی ها، پیام
زندگی، بی عشق و مستی، مردن است **** بار بردن، غصه ها را خوردن است
می شود دریای طوفان زا، کویر **** چشمه ها، در چنگ کوهستان اسیر
برکه ها، همچون اجاقی شعله ور **** ریزش باران، درونش بی اثر
ریشه ها در خاک ها، بی اعتبار **** ساقه ها، افیونی گرد و غبار
تیشه ها، در کوه و کوهستان، غریب **** زخم ها، داغ دورنگی ها، فریب
نقطه ی آغاز و پایان، روی هم
جنبش گهواره و تابوت ها **** جملگی، در پنجه ی سرد فنا
پای یاران، گاه دیدن، در گریز **** دست یاران، گاه یاری، در ستیز
خنده ها، پاییزی و افسرده رنگ **** عاشقان، خاموش و دل ها، تنگ، تنگ
رازداران، در گذرها، نعره زن **** قصه گویان، کنج خلوت، بی سخن
عشق باید، تا جهان رنگین شود **** قصه ها، گویایی و شیرین شود
عشق باید، تا جهان گردد به کام **** لحظه ها، رویایی و سختی تمام
عاشقی، افسانه ی دل های ماست **** عاشقی، اندیشه ی آیینه هاست (( رها ))

**************************
جفا از تو بود، خون خوردن از من **** ز تو جور و، تحمل کردن از من
تو را با گریه ی عاشق چه کار است؟ **** دل از من، دیده از من، گریه از من (( محرم علی نوری ))
**************************
من و تو، در دو سوی یک افق، غریب ** من و تو، خسته ایم و دلشکسته ایم ** به غربت و ملال روزهای تلخ زندگی نشسته ایم ** چه سود داشت؟ ** غروب ها، به دیدن تو آمدن ** چه سود داشت؟ ** تو را همیشه خواستن ** چه سود زندگی؟ ** همیشه منتظر، همیشه خسته جان ** به انتظار معجزه ** تو نیستی ** تو نیستی و بی تو، زندگی پر از ملال ** تو نیستی و من، نشسته ام غریب ** تمام فصل های خزان ** تمام روزها، چو شام های تار ** به دامن سپهر هم ستاره نیست ** و نیست شاخه ی گلی، به بوستان زندگی ** من و تو، بی همیم ** من و تو، با ملال عمر خو گرفته ایم ** من و تو خسته ایم و دلشکسته ایم ** به انتظار معجزه نشسته ایم ** ولی چه سود؟... (( افسر نیک روی ))
**************************
چو برخیزد ز خواب ناز و بیند روی خود، سویم **** بهانه چشم مالیدن کند، تا ننگرد رویم (( ملا ضمیری ))
**************************
ای که از هجرت، به شب ها سوختم **** تا سحر، آتش به دل افروختم
ای که غافل از شب و روزم شدی **** با نگاهت، فتنه افروزم شدی
گریه، پنهان در گلو انداختم **** سوختم، با آتش دل سوختم
آتشم بر جان و لب، خنده است **** دل ز سودای توام، آکنده است
هر کجا، هر لحظه، با یاد توام **** من اسیر جور و بیداد توام
ای که ویران ساز بنیادم تویی **** من اسیر دام و صیادم تویی
فارغم از این غم و بیداد کن **** گاه ای فتنه، مرا هم یاد کن
ورنه، روزی خواهی آمد بر سرم **** رفته با باد جفا، خاکسترم (( ایران تهرانچیان ))

**************************
گره از ابروانت وا نمی شه **** نگاهت، مهربان با ما نمی شه
بزن لبخند، تا هستم کنارت **** که این فرصت، دگر پیدا نمی شه (( ناهید یوسفی ))
**************************
دیشب بلور اشک تو، بر دامنم دوید **** چون شبنمی که برچکد از روی لاله ها
آمد به یادم، آن شب مهتاب دلفریب **** می ریخت خنده های تو، می در پیاله ها
لب های سرخ فام تو، بس بوسه خیز بود **** در روزهای آشنایی ما، ای عروس ناز
مرغ هوس به سینه ی من پر کشیده بود **** چون آمدی به بستر من، از سر نیاز
مفتون آن دو چشم فسون کار و فتنه جوی **** گردیده بود، این دل بی آرزوی من
ناگه، هزار شوق و امیدم به سینه ریخت **** چون آمدی در آن شب مهتاب، سوی من
باز آمدی و نقش تو، بر پرده ی خیال **** چون شعله ای، وجود مرا در میان گرفت
درهای صد بهشت، به رویم گشوده شد **** " دیدم عنان بخت، چه خوش می توان گرفت "
در دشت بی کرانه ی آمال و آرزو **** می ریختی شراب جوانی، به کام من
خواندی به گوش من، چو نوای امید و عشق **** از باده ی وفای تو، پر گشت جام من

**************************
در آغاز محبت، گر پشیمانی، بگو با من **** که من هم دل ز مهرت برکنم، تا فرصتی دارم (( رفیعی کاشانی ))
**************************
من از پشت چپرها، چشم شبرنگ تو را دیدم ** من از انگیزه ی کوچ پرستوها، هوس های تو را خواندم ** من از نجوای پرچین ها، شنیدم راز قلبت را ** و روی ناوک گل های قاصد ** پیک ماتم زای هجران تو را دیدم ** در آن فصل تب آلوده ** صدایت، لحن قمری های عاشق داشت ** کمرگاه صبور کوچه های باغ ** با گامت، تبرک شد ** شبی، ما چون دو کاج سبز می رفتیم ** طنین نغمه ات پیچید ** در بطن کپرهای کبود باغ ** علف ها، غصه ی باران نمی خوردند ** و پیچک های صادق ** قصه ی طوفان نمی خواندند ** چراغ آبیاران، از نسیم شب نمی لرزید ** کلاغان بر سپیداران ** سرود غم نمی خواندند ** طنین نغمه ات پیچید در لای درختان کبود باغ ** طنین نغمه ات، خندید بر خواب چکاوک های شهر شب ** و اینک... این همان کوچه، همان پرچین ** همان انگیزه ی کوچ پرستوها ** همان گل های قاصد در غروب کوچه های باغ ** مگر خاک تبرک را به سر ریزم ** مگر خاک تبرک را به سر ریزم... (( م.شریف ))
**************************
سینه ی پر حسرتی دارم که از اندوه او **** تا به نزدیک لب آرم خنده را، شیون شود (( نظیری نیشابوری ))
**************************
ندانستم ز بی مهری، غم بیداد، عیان داری **** درون خانه ی جانت، چه آتش ها، زبان داری
ز رقص دیدگان فتنه انگیزت نفهمیدم **** که بی عهدی به سوی من، چو سیلابی روان داری
فریب خنده ات خوردم، رها دیدم جوانی را **** ولی امروز با یاران، نگاهی بس جوان داری
شب و روزم تلف گردید در پایت، نمی دانم **** چه سازی با رقیبانم؟ چه فکری در نهان داری؟ (( غلامحسن محمدی ))
**************************
بگذار در آغوش تو، آرام بمیرم **** خوش نیست که دور از تو، به ناکام بمیرم
من مرغ گرفتارم و غم، دانه و آبم **** مپسند که از غصه و آلام بمیرم
تو صبح درخشان امیدی و دریغ است **** دور از تو، دل افسرده و ناکام بمیرم
چشمان تو، سرمست و لبت، باده ی نوشین **** بگذار که مست از می این جام بمیرم
امروز که پایان همه شوق و امید است **** نامم به زبان آر که خوشنام بمیرم (( نصرالله عرفانی ))
**************************
** همونطوری که خودم هم قبلا گفته بودم، اگه کسی شعر زیبایی داره و مایل هست که تو وبلاگ کوچیکم بذارم، تو نظرات برام بنویسه و اعلام کنه... این شعر زیبا رو هم یه دوست جون جون مهربون جون، لطف کرده و برام نوشته... خیلی زیباست، خوشم اومد و واقعا هم دست گلش درد نکنه، هم به خاطر انتخاب خوبش و هم این که زحمت کشیده و برام تایپش کرده، با وجود این که فرصتش کم بوده و این کار، وقتش رو گرفته... البته سوء برداشت هم نشه یه وقت ها... حالا فکر کنین چون وبلاگ " بوسه ی عشق " هست و منم یه چند بار، یه سری " بوسه باران " گذاشتم توی پستام، پس فقط از شعرایی تو مایه های لب و بوسه خوشم میاد یا فقط ازین نوع می پذیرم... نه! هر شعری، شاد، غمگین، کلاسیک، نو... فقط در مورد عشق و دوستی و علاقه و احساسات پاک و زلال و خدایی باشه، حالا هر چی باشه، از هر کی باشه، هر دوست عزیزی، چه پسر و چه دختر، ارسال کنه، افتخار پیدا می کنم پست وبلاگم رو به اون اشعار و یا حتی نوشته ها و نثر مزین کنم... پس حتما گوشه ی یاد و حافظه تون این مطلبو حک کنین و در خاطر داشته باشین... **
آهسته می غلتد لبم روی لب هایت **** گس می شوم از طعم خرمالوی لب هایت
کم کم شراب کهنه می ریزند از دوری **** انگورهای تازه در پستوی لب هایت
در نیشخندت زهر داری، تلخ تلخ، اما **** طعم عسل می ریزد از کندوی لب هایت
زهر و عسل، بوی شراب و طعم خرمالو **** معجون دلچسبی است از جادوی لب هایت
یک بوسه تا پایان این رویا که خوابم برد **** فردا خجالت می کشم از روی لب هایت (( حسین غیاثی ))